تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
حالى كه امر حسّى كلّى نبوده بلكه جزئى مىباشد . جواب در جواب مىگوئيم : مقصود از حسّى بودن وجه شبه اينستكه افراد و مصاديق آن بواسطه حسّ درك ميشوند . شارح گويد : ضمير در [ ان قيل هو ] به وجه شبه راجع مىباشد و حاصل اشكال اينستكه : گفته شد وجه شبه گاهى امر حسّى و زمانى امر عقلى است . بايد توجّه داشت وجه شبه همانطوريكه قبلا گذشت امرى است كه طرفين تشبيه در آن با هم مشترك هستند يعنى قدر جامع و وجه مشترك بين آن دو است پس مىبايد امر كلّى باشد چه آنكه بديهى است امر جزئى ممتنع و مستحيل است كه در آن شركت واقع شود فلذا اهل اصطلاح گفته‌اند : الجزئى ما كان فرض صدقه على كثيرين ممتنعا . و بهرصورت امر حسّى كلّى نيست زيرا واضح و روشن است كه هر شيئ حسّى در مادّه موجود بوده و نزد مدرك حاضر مىباشد و مثل چنين چيزى صرفا جزئى بوده و نميتوان فرض كليّت برايش نمود نتيجتا ميگوئيم وجه شبه نبايد هيچ‌گاه حسىّ يعنى جزئى باشد . حاصل جوابيكه از اين جواب داده شده اينستكه :