حالى كه امر حسّى كلّى نبوده بلكه جزئى مىباشد .
جواب
در جواب مىگوئيم :
مقصود از حسّى بودن وجه شبه اينستكه افراد و مصاديق آن بواسطه حسّ درك ميشوند .
شارح گويد :
ضمير در [ ان قيل هو ] به وجه شبه راجع مىباشد و حاصل اشكال اينستكه :
گفته شد وجه شبه گاهى امر حسّى و زمانى امر عقلى است .
بايد توجّه داشت وجه شبه همانطوريكه قبلا گذشت امرى است كه طرفين تشبيه در آن با هم مشترك هستند يعنى قدر جامع و وجه مشترك بين آن دو است پس مىبايد امر كلّى باشد چه آنكه بديهى است امر جزئى ممتنع و مستحيل است كه در آن شركت واقع شود فلذا اهل اصطلاح گفتهاند :
الجزئى ما كان فرض صدقه على كثيرين ممتنعا .
و بهرصورت امر حسّى كلّى نيست زيرا واضح و روشن است كه هر شيئ حسّى در مادّه موجود بوده و نزد مدرك حاضر مىباشد و مثل چنين چيزى صرفا جزئى بوده و نميتوان فرض كليّت برايش نمود نتيجتا ميگوئيم وجه شبه نبايد هيچگاه حسىّ يعنى جزئى باشد .
حاصل جوابيكه از اين جواب داده شده اينستكه :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٩