ضمير در [ به ] به [ معنا ] راجع است ، سپس مىافزايد :
دليل اين گفتار آنست كه مخفى و پنهان نيست كه رسيدن بشيئ پس از شوق و طلب لذّتبخشتر است از اينكه بدون انتظار به آن دست بيابند مانند :
ربّ اشرح لى صدرى ( پروردگارا سينهام را بگشا )
در اين آيه شريفه ابتداء كه حقتعالى فرمود :
ربّ اشرح لى ، اينجمله فائدهاش اينستكه طالب از حقتعالى طلب نموده كه چيزى را كه او دارا است شرح و تفسير نمايد سپس كلمه [ صدرى ] آن چيز را تفسير نموده و بيان مىكند مقصود و منظور از طلب شرح ، شرح سينه مىباشد .
سپس مصنّف گويد :
و از همين قبيل است باب نعم بنابر احد القولين كه در آن مىباشد .
شارح گويد :
ضمير در [ منه ] به [ ايضاح بعد از ابهام راجع بوده و حاصل مراد اين است كه :
باب نعم بنابر احد القولين ] قول كسى است كه اسم مخصوص را خبر براى مبتداء محذوف قرار داده .
و دليل براينكه باب نعم از قبيل ايضاح بعد از ابهام مىباشد آنست كه اگر قصد اختصار و ترك اطناب باشد گفتن : نعم زيد كافى است بدون ذكر اسم مخصوص .
شارح گويد :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 685
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٨٥