امكانى در او باشد لاجرم حكم مىكند كه در آيه شريفه حذفى واقع شده چنانچه محذوف را نيز عقل معيّن كرده و حكم مىنمايد كه آنچه حذف شده يا كلمه [ امر ] بوده و يا [ عذاب ] مىباشد بنابراين تقدير آيه :
جاء امر ربّك ( آمد امر پروردگارت ) يا جاء عذاب ربّك ( عذاب پروردگارت آمدم ) مىباشد .
پس امر معيّنى كه عقل بر آن دلالت دارد يكى از دو محذوف مذكور بوده نه بطور تعيين و منجّز .
مصنّف گويد :
و منها ان يدلّ العقل عليه الخ .
شارح مىگويد :
يعنى يكى از ادلّه و قرائن آنست كه عقل بر اصل حذف و عرف و عادت بر تعيين محذوف دلالت نمايد مانند فروده حقتعالى :
فذلكنّ الّذى لمتنى فيه ( اينست كسى كه مرا دربارهاش سرزنش مىكرديد ) .
در اينجا عقل دلالت مىكند كه حذفى قطعا واقع شده زيرا معنا ندارد كه انسانى را بر ذات شخصى سرزنش نمايند پس متعلّق سرزنش شخص نبوده بلكه فعلى است از افعال .
امّا تعيين محذوف :
بگفته مصنّف محتمل است مقدّر يكى از افعال سهگانه ذيل باشد :
الف : فى حبّه يعنى تقدير چنين است :
فذلكنّ الّذى لمتنى فى حبه ( اينست كسى كه مرا درباره دوستى او سرزنش مىكرديد ) .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 675
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٧٥