تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
وجود ندارد اگر ملاقات با مرگ نباشد . ضمير در « فيها » به دنيا راجع بوده و كلمه « شعوب » علم است براى مرگ و آن اسمى است غير منصرف استعمال شدنش در اينجا بخاطر ضرورت شعرى مىباشد . شاهد در كلمه « النّدى » است كه حشو مفسد معنا مىباشد چه آنكه عدم فضيلت در صورت انتفاء مرگ تنها نسبت به شجاعت و صبر صحيح است زيرا شخص شجاع چون يقين به عدم هلاكت دارد لذا خود را در ورطه‌ها و مهالك مىاندازد و نيز شخص صابر چون به انتفاء مرگ علم دارد و از طرفى مىداند كه مكروهات و ناملايمات قطعا بر طرف مىشوند از اينرو صبر او چندان فضيلتى ندارد . بخلاف كسى كه مالش را بذل و انفاق مىنمايد چه آنكه وى وقتى يقين به خلود و جاودانه بودن خود داشت و بداند كه در ايندنيا به مال نياز خواهد داشت و معذلك آن را به ديگران انفاق كند قطعا اينفعلش افضل و برتر است از اينكه در صورت يقين بمرگ مالش را نگهدارد ، بنابراين شاعر با آوردن كلمه « النّدى » معناى شعر را فاسد نموده است . بلى ، نهايت عذرى كه شاعر مىتواند بياورد بيانى است كه ابن جنّى در توجيه اين بيت آورده و گفته است : انسان وقتى يقين به خلود در دنيا داشت و دانست كه در آن حالات دگرگون و مختلف است از عسر به يسر و از شدّت به رخاء منتقل مىشود اين معنا باعث تسكين و آرامش نفس او گشته و سختى و بلا برايش