در اين بيت مقصود شاعر از عيش عيش ناعم و خوشگذران بوده و از عاش كدّا العيش فى ظلال العقل مىباشد در حالى كه لفظ بيت وافى به آن نيست .
و بقيد فائده از تطويل احتراز جستم .
مثال تطويل مانند : و الفى قولها كذبا و مينا
در اين عبارت دو كلمه كذب و مين هردو بيك معنا بوده و تكرارش خالى از فائده مىباشد .
تعريف مساوات و ايجاز و اطناب از نظر مصنف و شارح
شارح گويد : بعقيده مصنّف اقرب بصواب آنست كه در هنگام تعبير از مراد و طريق مقبول و پسنديده را بايد اختيار نمود .
طريق مقبول عبارتند از : الف : اداء نمودن از اصل مراد با لفظى كه با آن مساوى است كه به آن مساوات گويند .
ب : اداء نمودن از اصل مراد با لفظى كه از آن كمتر ولى وافى و رسا باشد و به آن ايجاز گويند .
ج : اداء نمودن از اصل مراد با لفظى كه از آن بيشتر بوده و مقدار زائد مشتمل بر فائده باشد و به آن اطناب گويند .
بنابراين مساوات آنست كه : لفظ به مقدار اصل مراد بوده و ايجاز عبارتست از آنكه : لفظ از اصل مراد كمتر ولى وافى به آن باشد . و اطناب آنست كه :
لفظ از اصل مراد بيشتر و داراى فائده باشد .