لذا هركدام از ايندو را كه ميزان قرار دهيم ارجاع به جهل نشده بلكه ضابطه معلوم و معيّنى را بميان آوردهايم ، بنابراين اشكال مذكور ابدا به سكّاكى متّوجه نميباشد .
قوله : و فيه نظر : ضمير در « فيه » به گفتار سكّاكى راجع است .
قوله : تعسّر تحقيق معناه : مقصود از تحقيق معنى تعريف كردن آنست .
قوله : كالابوة و الاخوّة : مثلا ارباب فن در تعريف ابّوت گفتهاند :
ابّوت عبارتست از اينكه حيوانى از نطفه حيوان ديگر متولّد شود .
يا در تعريف اخوّت گفتهاند :
اخوت عبارتست از اينكه دو حيوان از نطفه حيوانى ديگر كه از نوع آنها است متولّد شوند .
قوله : و غيرهما : مانند فوقيّت و تحتيّت
مؤلف گويد :
حضرات در تعريف فوقيّت گفتهاند :
فوقيّت عبارتست از بالا بودن شيئى نسبت بشى ديگر چنانچه تحتيت عبارتست از پائين بودن شيئى نسبت بشئ ديگر .
قوله : و الجواب انّه لم يرد الخ : ضمير در « انّه » به سكّاكى راجع است .
قوله : لانّ ما ذكر : ضمير فاعلى در « ذكر » به سكّاكى عود مىكند .
قوله : من كلام ابسط الخ : بيان است از « ما يليق بالمقام » .
قوله : حتّى يقاس عليه و يرجع اليه : جمله « يرجع اليه » عطف تفسير
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 633
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣٣