اشكال اول
اينكه گفته شد ايجاز و اطناب چون از امور نسبى هستند تعريف و تحقيق معنايشان ممكن نيست سخن صحيحى نمىباشد زيرا خلاف آن را ديده و ملاحظه نمودهايم چه آنكه ارباب فن بسيارى از امور اضافى و نسبى را تعريف كردهاند پس نسبى بودن مانع از تحقيق و تعريف نمىباشد .
اشكال دوم
اينكه سكّاكى براى تعيين مقدارى كه ايجاز و اطناب با آن تحقّق مييابند كلام متعارف يا كلامى كه بمقتضاى مقام آورده مىشود را مناط قرار داد درست نيست زيرا مقدار و مبلغ ايندو كلام معلوم و مشخّص نيست تا كلام ما اگر كمتر از آنها بوده متّصف به ايجاز و در صورتى كه بيشتر از آنها باشد به اطناب موصوف گردد .
شارح مىگويد :
هيچيك از دو اشكال مصنّف به سكّاكى وارد نمىباشد :
جواب از اشكال اول
امّا جواب از اشكال اوّل :
اگر مقصود سكّاكى اين بود كه اضافى بودن ايجاز و اطناب باعث شده كه بيان معناى ايندو غير ممكن و معسور باشد البتّه اشكال مصنّف بوى متّوجه بوده و حقّ با ايشان است ولى منظور سكّاكى اين نيست بلكه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 631
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣١