مقصود و مراد سكّاكى اين نيست كه بيان و تشريح نمودن معناى اين دو متعسّر مىباشد چه آنكه تعريف مذكور در كلام وى تفسير و بيان معناى ايندو مىباشد لذا چگونه بتوان گفت كه سكّاكى به تعسّر تعريف ايجاز و اطناب معتقد است پس بايد بگوئيم :
منظور او اينستكه تحقيق و تعيين قدر و اينكه فلان مقدار از كلام ايجاز و فلان قدر اطناب مىباشد متعسّر است .
اشكال ديگر مصنف به كلام سكاكى
اشكال ديگر مصنّف بسكّاكى اينستكه :
بناء گذاردن بر امر متعارف و يا مبسوط تر بودن كلام مطابق با مقتضاى مقام از كلام مذكور ردّ كردن و ارجاع دادن محصّل است بجهالت .
شارح گويد :
مقصود مصنّف اينستكه سكّاكى در تعريف ايجاز گفته است :
ايجاز عبارتست از اداء معناى مقصود بكلامى كمتر از عبارت متعارف يا بالفاظى كوتاهتر از كلامى كه مقام تكلم اقتضاى آن را دارد و بعبارت ديگر كلامى كه لائق بمقام سخن است ابسط از آن مىباشد .
و اين تعريف نه تنها محصّل را راهنمائى نكرده و بمطلوبش نرسانده بلكه باعث واقع شدن در جهالت نيز مىگردد زيرا عبارت اهل عرف ( متعارف اوساط ) از نظر كميّت و كيفيّت معلوم و مشخّص نيست چه آنكه
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 628
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢٨