ترجمه
مصنف گويد :
و اگر براى جمله اوّلى حكمى كه قصد اعطائش به دوّمى نگرديده نباشد ، در صورتى كه بين ايندو جمله كمال انقطاع بوده بدون اينكه كوچكترين ايهامى نسبت بخلاف مقصود در فصل باشد يا بينشان كمال اتصال و يا احيانا شبه اتصال يا انفصال باشد حكمش همچنينست كه بايد آنها را از يكديگر منفصل آورد و در غير اين فروض وصل و عطف متعيّن است .
اما كمال انقطاع ، پس آن در جائى است كه جملتين از حيث خبر و انشاء بودن بحسب لفظ و معنا با هم اختلاف داشته باشند مانند :
و قال رائدهم ارسوا نزاولها * فكلّ حتف امرئ يجرى به مقدار
يعنى و شخصى كه در جلو ايشان حركت مىكرد گفت به جاى خود آرام گيريد كه علاج آن جنگ و حرب را در اينجا بايد نمود ، پس مرگ هركس به حكم خداوند و بقضاء او جارى مىشود .
يا اختلافشان تنها از حيث معنا است مانند : مات فلان رحمه اللّه يا آنكه بينشان هيچ جامع و قدر مشتركى نمىباشد چنانچه عنقريب خواهد آمد .
شارح گويد :
ب : كلمه [ الّا ] معطوف است بكلام مصنف كه گفت : فان كان للاولى حكم و حاصل آنكه :
اگر براى جمله اوّل حكمى كه قصد اعطائش بدوّمى را ننمودهايم نباشد و آن به اينست كه براى جمله اوّلى حكم و قيدى زائد بر مفهوم جمله وجود نداشته يا واجد چنين قيدى بوده ولى قصد اين باشد كه به دوّمى اعطاء