گردد در اين فرض چند صورت تصوير مىشود كه ذيلا به آنها اشاره مى نمائيم :
1 - آنكه بين دو جمله كمال انقطاع بوده بطورى كه اگر آن دو را از هم منفصل بياوريم هيچ ايهام خلاف مقصود لازم نيايد .
2 - آنكه بينشان كمال اتّصال باشد .
3 - آنكه بين آن دو شبه كمال انفصال بوده .
4 - آنكه بين جلتين شبه كمال اتّصال باشد .
در اين چهار صورت متعين است كه آنها را از هم منفصل بياوريم زيرا وصل و عطف هم مقتضى مغايرت بوده و هم اقتضايش تناسب بين جملتين مىباشد .
و اگر هيچيك از اين صور مذكور نبود يعنى بينشان كمال انقطاع بدون ايهام خلاف مقصود و نيز كمال اتصال و همچنين شبه هيچ يك از ايندو نباشد حكم آنست كه وصل و عطف متعين است زيرا داعى وجود داشته و از طرف ديگر مانع مفقود و معدوم است .
و حاصل آنكه :
دو جملهاى كه محلّى از اعراب براى آنها نبوده و براى اوّلى حكميكه قصد اعطائش را به دوّمى نكرده باشيم وجود ندارد شش حال دارند :
اوّل : كمال انقطاع بدون ايهام خلاف مقصود .
دوّم : كمال اتّصال .
سوّم : شبه كمال انقطاع .
چهارم : شبه كمال اتّصال .
پنجم : كمال انقطاع با ايهام خلاف مقصود .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦١