محلّى از اعراب ندارند به اين معنا كه فعلا شاهد براى حصول كمال انقطاع بين جملتين آوردهايم و الا اگر بخواهيم نكته مزبور را در دو جمله منظور نظر بگيريم بايد بگوئيم هردو جمله در محل نصب بوده تا مفعول براى [ قال ] باشند .
و يا كمال انقطاع به اينست كه دو جمله از حيث خبر و انشاء بودن معنا با هم اختلاف داشته باشند يعنى يكى از آن دو در معنا خبر بوده و ديگرى معنا انشاء باشد اگرچه در لفظ هردو يا خبريّه بوده و يا انشائيه باشند مانند :
مات فلان ، رحمه اللّه .
شاهد در [ رحمه اللّه ] است كه بر [ مات ] عطف نشده زيرا معنا انشاء بوده و [ مات ] در معنا خبر مىباشد اگرچه جميعا در لفظ خبر مى باشند .
و يا كمال انقطاع به اين است كه قدر جامعى بينشان وجود ندارد چنانچه شرح و بيان جامع به زودى خواهد آمد در نتيجه بايد بگوئيم :
در مثل : زيد طويل و عمرو نائم عطف صحيح نيست زيرا قدر جامع بين دو جمله وجود ندارد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : لم يقصده اعطاؤه للثانية : ضمير در [ اعطاؤه ] به حكم راجع است .
قوله : بان لا يكون لها حكم : ضمير در [ لها ] بجمله اولى راجع است .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 463
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٦٣