ششم : متوسط بين كمال اتّصال و كمال انفصال .
حكم دو صورت اخير وصل و حكم چهار صورت ديگر فصل مىباشد ، مصنف در اين مقام به تحقيق احوال ششگانه پرداخته و مىگويد :
اما كمال انقطاع بين دو جمله به آن است كه جملتين لفظا و معنا از حيث خبر و انشاء بودن با هم مختلف باشند يعنى يكى در لفظ و معنا خبر بوده و ديگر لفظا و معنا انشاء باشد مانند بيت اخطل شاعر كه مىگويد :
قال رائدهم ارسوا نزاولها * فكلّ حتف امرئ يجرى به مقدار
[ رائد ] به كسى گويند كه در جلو قوم جهت طلب آب و گياه حركت مىكند و [ ارسوا ] يعنى اقيموا ، مشتق است از [ ارسيت السّفينة ] يعنى كشتى را با مرساة و لنگر نگاه داشتم .
[ نزاولها ] يعنى نحاول تلك الحرب ( علاج ميكنيم و چارهجوئى مى نمائيم براى آن حرب ) .
بنابراين معناى بيت آنست كه :
آرام و قرار گيريد كه در همين موضع بايد بقتال بپردازيم چه آنكه مرگ هركسى به قدر و قضاء الهى بوده و اينطور نيست كه ترس او را نجات داده يا اقدام او را هلاك سازد .
شاهد در اينست كه شاعر [ نزاولها ] را به [ ارسوا ] عطف نكرده زيرا [ نزاولها ] لفظا و معنا خبر بوده و [ ارسوا ] در لفظ و معنا انشاء مىباشد .
اين بيت مثالست براى كمال انقطاع بين دو جمله و وجه انقطاعشان از هم اينست كه يكى لفظا و معنا خبر بوده و ديگرى بحسب لفظ و معنا انشاء مىباشد و اين امر با قطع نظر از اين جهت است كه جملتين