و روشن است ولى در غير آن امر چندان روشن و ظاهر نبوده و و در افاده واو معناى اشتراك را خفاء و اشكال مىباشد و همين خفاء سبب شده كه باب فصل و وصل صعب و مشكل به نظر آيد حتى كار به مرحلهاى رسيده كه حضرات بلاغت را منحصر در معرفت به باب فصل و وصل نمودهاند .
سپس شارح در ذيل [ و الّا ] گويد :
يعنى و اگر قصد ايجاد ربط بين جمله دوّم و اوّل بر طبق معناى عاطفى غير از [ واو ] نباشد امر از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه براى جمله اول حكمى است كه قصد اعطاء آن به جمله دوّم نمىباشد كه در اين فرض البته فصل واجب بوده تا بواسطه وصل و عطف تشريك در حكم كه مقصود نيست لازم نيايد مانند آيه شريفه [ و اذا خلوا الى شياطينهم الخ ] .
شاهد در [ اللّه يستهزئ بهم ] است كه به [ قالوا ] عطف نشده براى اينكه قصد اين نبوده تا جمله دوّم همچون اول اختصاص به ظرف پيدا كند چه آنكه قبلا گذشت و گفتيم تقديم مفعول و امثال آن مانند ظرف و غير ظرف مفيد اختصاص مىباشند حال اگر جمله [ اللّه يستهزئ بهم ] را عطف مىنموديم لازم مىآمد كه استهزاء خداوند اختصاص پيدا كند به حالى كه ايشان با شياطينشان خلوت مىكنند در حالى كه امر چنين نبوده و مقصود اين معنا نيست لذا براى لازم نيامدن چنين معنائى جمله دوم منفصل و به صورت غير معطوف آورده شده .
اشكال
كلمه [ اذا ] در [ اذا خلوا الى شياطينهم الخ ] شرطيّه است نه ظرفيّه پس از عطف [ اللّه يستهزئ بهم ] به [ قالوا ] محذور ياد شده لازم نميآيد
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 455
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥٥