[ انا معكم ] بدلالة المعنى .
و اذا قدم متعلق الفعل و عطف فعل آخر عليه يفهم اختصاص الفعلين به كقولنا يوم الجمعة سرت و ضربت زيدا بدلالة الفحوى و الذوق .
ترجمه
مصنف گويد :
و بنابر دوم ، اگر قصد ايجاد ربط بين جمله دوّم و اوّل به واسطه عاطفى غير از [ واو ] باشد بايد با آن عطف نمود مانند : دخل زيد فخرج عمرو يا ثمّ خرج عمرو .
شاهد در عطف [ فخرج عمرو ] است به [ دخل زيد ] كه در صورت مقصود بودن تعقيب با [ فاء ] و در فرضى كه مراد عطف با مهلت باشد از كلمه [ ثمّ ] بايد استفاده نمود .
و اگر قصد ايجاد ربط بين آنها نباشد ، پس در صورتى كه جمله اوّلى واجد حكمى بوده كه نخواهيم به دوّمى اعطايش نمائيم لازمست جمله دوّم را منفصل از اول بياوريم همچون آيه [ و اذا خلوا ] الى آخر الآية .
زيراجمله [ اللّه يستهزئ بهم ] به [ قالوا ] عطف نشده براى اينكه در اختصاص به ظرف با آن مشارك نباشد .
و دليلش همان است كه قبلا گذشت .
شارح گويد :
مقصود از [ على الثانى ] فرضى استكه براى جمله اوّلى محلّى از اعراب نباشد .
و ضمير در [ ربطها ] بجمله ثانيه و در [ بها ] بجمله اوّلى عود مىكند .
و ضمير نائب فاعلى در [ عطفت ] به جمله دوّم راجع است و در [ به ]
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 453
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٥٣