هو الولى الذى يجب ان يتولى وحده و يعتقد انه المولى و السّيد مىباشد
كلام برخى و اشكال شارح
برخى گفتهاند :
شكى نيست كه فرموده حقتعالى [ ام اتخذوا ] انكار و بداعى توبيخ آورده شده يعنى شايسته نيست كه غير از حقتعالى اولياء و دوستانى ديگر اتخاذ گردد و در چنين صورتى فرموده بعد ، يعنى [ فاللّه هو الولىّ ] بر آن مترتب شده بدون تقدير گرفتن شرط چنانچه گفته مىشود :
لا ينبغى ان يعبد غير اللّه ، فاللّه هو المستحق للعبادة ( شايسته نيست غير از خداوند ستايش شود ، تنها او است كه استحقاق پرستش را دارد ) .
شارح در مقام اشكال مىگويد :
در گفته اين قائل اشكال و مناقشه است زيرا اينطور نيست كه در هرتركيبى كه معناى تركيب ديگر بوده حكم آن نيز وجود داشته باشد و طبع مستقيم شاهد و گواه صادقى است براينكه : لا تضرب زيدا فهو اخوك ( مزن زيد را چه آنكه او برادر تو است ) با [ فاء ] صحيح است به خلاف ( اتضرب زيدا فهو اخوك ) كه استفهام انكارى است و صرفا با واو حاليه بايد آورده شود نه با فاء با اينكه از نظر معنا همچون تركيب اوّل مىباشد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : ام اتخذوا من دونه اولياء الخ : آيه ( 9 ) از سوره شورى .
مؤلف گويد :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 424
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٤