للعقل بمجرّده فى الوضع و امّا بالنّقل و الآحاد منه لا يفيد اليقين و لو كان متواترا لاستوى الكلّ فيه .
ترجمه :
دليل دوّم
اگر اين الفاظ فقط براى عموم وضع شده باشند اين امر بايد معلوم باشد و آن يا با عقل بوده كه در اينجا محال است زيرا عقل به تنهائى در بحث اوضاع الفاظ راهى ندارد و يا با نقل بايد ثابت شود .
از طريق نقل آحاد آنكه مفيد يقين نبوده و متواتر هم نمىباشد زيرا اگر چنين مىبود لازمهاش تساوى جميع در آن مىباشد يعنى همگى بايد آن را قبول داشته و انكارى از احدى ديده نشود درحالىكه اينطور نيست .
تفصيل
تقرير دليل دوّم اينست كه گفتهاند :
اگر الفاظ مورد بحث صرفا براى عموم وضع شده باشند بايد از طريق دليل اثبات گردد و دليل بر دو قسم است :
الف : دليل عقلى
ب : دليل نقلى
امّا دليل عقلى در اينجا وجود و عدمش مساوى است زيرا از آن در امور عقلى استفاده مىشود نه باب اوضاع الفاظ كه ثبوت آنها وابسته به قراردادهاى عرفى است و يگانه طريق اثباتشان نقل است نه عقل .
و امّا دليل نقلى ، بايد بگوئيم آن نيز به دو گونه صورت مىگيرد :
ج : آحاد
د : متواتر
امّا از آحاد در اينجا نمىتوان استفاده نمود زيرا مطلوب يقين به وضع