است و آن اينكه در برخى موارد متكلّم و گويندهاى كه در مقام بيان مراد خود باوضح وجه بوده بلكه مقصد خويش را حتّى احيانا تأكيد نيز نموده مخاطب را نه تنها باشتباه انداخته بلكه وى را در اشتباه و حيرت تأكيد و تثبيت نموده باشد درحالىكه قطعا اين معنا قابل پذيرش نبوده و از نظر كلّ ارباب لسان مردود مىباشد .
مثلا شخصى در مقام اخبار از اينكه تمام مردم را ديده و احدى از نظرش غائب نمانده به مخاطبش مىگويد :
رأيت النّاس ( ديدم مردم را ) .
و براى اينكه مخاطب توهّم مجازگوئى متكلّم را ننمايد آن را بلفظ « كلّهم » تأكيد كرده و مىگويد :
رأيت النّاس كلّهم ( ديدم همه مردم را ) .
و باز براى تأكيد بيشتر و ازاله شبهه رأسا از مخاطب از لفظ « اجمعين » استفاده كرده و مىگويد :
رأيت النّاس كلّهم اجمعين ( ديدم همه مردم را جميعا ) .
پرواضح است كه پس از اين دو تأكيد مخاطب مراد و مقصود متكلّم را به خوبى دريافته و شبهه و توهّمى اگر قبلا برايش بوده بعد از القاء اين كلام بر طرف مىشود و اين نيست مگر بخاطر آنكه دو لفظ مزبور براى عموم وضع شدهاند درحالىكه اگر آنها را مشترك بين عموم و خصوص بدانيم بار اوّل كه گفته شود :
رأيت النّاس كلّهم ، مخاطب نمىداند كه مقصود تمام مردم بوده يا خصوص برخى از آنها لذا با حالت حيرت مىماند و پس از آوردن لفظ « اجمعين » كه به منظور رفع حيرت و ازاله توهّم است بجاى حصول اين منظور مخاطب بيشتر در وهم و شبههاش ثابتقدم مىگردد .
و پرواضح است كه اهل عرف و ابناء محاوره در وقت القاء چنين
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 686
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٨٦