و ظاهرا وقتى لفظى در دو معنا استعمال شد حقيقت در هر دو است و قبلا مشابه اين استدلال گذشت .
تفصيل
كسانى كه الفاظ موضوع براى عموم را مشترك بين عموم و خصوص مىدانند به دو دليل متمسّك شدهاند :
و تقرير دليل اوّلشان چنين است :
بدون شكّ و شبههاى الفاظ مزبور هم در عموم استعمال شده و هم در خصوص به كار رفتهاند و ظاهر استعمال لفظ در معنائى اينست كه در آن حقيقت باشد چنانچه در مبحث امر از مرحوم سيّد در ارتباط با مشترك لفظى بودن امر بين وجوب و ندب چنين استدلالى گذشت .
قوله : يدّعى وضعها للعموم : ضمير در « وضعها » به الفاظ راجع است .
قوله : تستعمل فيه تارة الخ : ضمير در « تستعمل » به الفاظ و در « فيه » به عموم راجع است .
قوله : بل استعمالها فى الخصوص اكثر : ضمير در « استعمالها » به الفاظ راجع است .
قوله : انّه حقيقة فيهما : ضمير در « انّه » به لفظ و در « فيهما » به شيئين راجع است .
قوله : و قد سبق مثله : يعنى مثل اين استدلال و آن استدلال مرحوم سيّد مرتضى براى مشترك لفظى بودن امر بين وجوب و ندب بود كه قبلا گذشت .
متن :
الثّانى انّها لو كانت للعموم لعلم ذلك امّا بالعقل و هو محال ، اذ لا مجال
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 688
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٨٨