دليل ما بر مدّعى اينست كه :
وقتى آقائى به بندهاش مىگويد : لا تضرب احدا ( مزن كسى را ) .
از اين عبارت اهل عرف عموم استفاده مىكنند بهطورىكه اگر بنده يك نفر را بزند گناهكار و مخالف شمرده مىشود .
و به مقتضاى اينكه تبادر علامت حقيقت است پس اين عبارت در عرف حقيقت براى عموم بوده در نتيجه از نظر لغت نيز بايد چنين باشد زيرا اصالة عدم النّقل مقتضى آن مىباشد چنانچه مكرّر اين استدلال گفته شده است .
نتيجه استدلال
نتيجه اين استدلال آنست كه :
نكره واقع در سياق نفى صرفا حقيقت در عموم مىباشد و مطلوب ما همين است .
تفصيل
مرحوم مصنّف مدّعى هستند كه براى عموم صيغ خاصّى وجود دارد كه استعمالشان در عموم حقيقت بوده و در غير آن مجاز است و براى اثبات اين مدّعا به دو دليل تمسّك فرمودهاند :
دليل اوّل تبادر
شرح اين دليل چنين است :
اگر آقائى به بندهاش بگويد : لا تضرب احدا