تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
مجرّد مصلحت بوده كه بحسب فرض معارض از طرف فساد ندارد . و اگر حكمت نهى راجح و حكمت صحّت مرجوح باشد پس صحّت فعل ممتنع است زيرا از مصلحتى كه ايجاب آن را بنمايد خالى است بلكه مىتوان علّت امتناع را اين دانست كه : مقدار رجحان از مصلحت نهى كه مصلحتى است خالص و بدون معارض از جانب صحّت تفويت مىشود . و امّا دليل بر انتفاء دلالت بر فساد از حيث لغت اينست كه : فساد هر چيزى عبارتست از سلب احكام از آن و در لفظ نهى چيزى كه بر اين معنى دلالت كند وجود ندارد . تفصيل قائلين به دلالت نهى بر فساد از نظر خصوص شرع نه لغت دو مدّعا دارند : الف : نهى از حيث شرع بر فساد منهىّ عنه دلالت دارد چه در عبادات و چه در معاملات . ب : نهى از نظر لغت بر فساد منهىّ عنه دلالت ندارد چه در عبادات و چه در معاملات . و براى اثبات مدّعاى اوّل به دو دليل متمسّك شده‌اند : دليل اوّل در تمام اعصار و جميع ادوار حضرات علماء براى اثبات فساد شيئى پيوسته به نهى وارد از آن استدلال مىكرده و مىكنند و اين سيره عملى كاشف است از اينكه دلالت نهى بر فساد امرى است مفروغ عنه به‌طورىكه از اصول موضوعه مىباشد فلذا وقتى كسى چنين استدلال مىكرد و از طريق تمسّك به