در جواب گوئيم :
وقتى بيان در اصول باشد و مخاطب بخواهد برآن اطّلاع پيدا نمايد الزاما مقدار زمانى لازم است كه وى به آن رجوع كرده تا بمراد متكلّم عالم و آگاه شود و در اين مدّت چه كوتاه بوده و چه طولانى يقينا مكلّف به انجام فعل بوده و مأمور است كه بوجوب آن معتقد و اجمالا عازم بر اداى آن باشد بدون اينكه از معرفت بمراد و اطّلاع بر مقصود در اين ظرف متمكّن باشد زيرا زمانى بر مراد مىتواند مطّلع شود كه اين مقدار از زمان سپرى شده و بوجود بيان در اصول برسد .
پس امر برگشت به اينكه وى مخاطب است به تكليفى كه فعلا و در زمان فحص متمكّن از معرفت پيدا كردن بر مراد و مقصود متكلّم نيست و اين معنا عينا قول كسانى است كه تأخير بيان از وقت خطاب را تجويز مىنمايند و همانطورىكه اشاره شد در اين حكم فرقى نيست بين اينكه زمان كوتاه بوده يا طولانى باشد .
تفصيل
قوله : انّه تكلّم على المانعين : ضمير در « انّه » و « تكلّم » به مرحوم سيّد راجع است .
قوله : به مثل هذا : مشار اليه « هذا » جواب حلّى است .
قوله : و لم يتنبّه بورود نظيره عليه : ضمير در « لم يتنبّه » و « عليه » به مرحوم سيّد مرتضى راجع بوده و ضمير در « نظيره » به « تكلّم » عود مىكند .
قوله : حيث قال : ضمير فاعلى به مرحوم سيّد راجع است .
قوله : من قوى ما يلزمونه : ضمير جمع به مانعين و ضمير منصوبى به « ماء موصوله » راجع است .
قوله : انّه يقال لهم : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » بوده و ضمير در
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1161
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٦١