ترجمه :
تعجّب مرحوم مصنّف از عبارات مرحوم سيّد و نقل آنها
مرحوم مصنّف مىفرماين :
و عجب است از مرحوم سيّد كه در مقابل مانعين از تأخير بيان مجمل همين جوابى را كه ما در اينجا آوردهايم ذكر فرموده و توجّه نفرموده است كه نظير آن را در مقابل استدلال خود ايشان مىتوان اقامه نمود ، وى فرموده :
و از جوابهاى متين و قوى كه بمانعين مىتوان داد اينست كه به ايشان گفته مىشود :
وقتى تجويز نموديد متكلّم خطاب مجملى را القاء كرده درحالىكه بيانش در اصول مىباشد و مخاطب را مكلّف به رجوع در اصول نمايد تا بمراد مطّلع شود از شما مىپرسيم :
ظرف اين مدّت كه به اصول رجوع مىنمايد بايد به چه اعتقاد نموده تا از اصول مقصود و مراد متكلّم را درك كند ؟
اگر بگوئيد :
از اعتقاد تفصيلى بايد توقّف نموده و اجمالا معتقد باشد كه بايد به آنچه بعدا برايش بيان مىشود عمل كرده و آن را امتثال نمايد .
در جواب مىگوييم :
چه فرقى است بين اين قول و قول كسى كه تأخير بيان را جايز مىداند .
اگر بگوئيد :
فرق بين اين دو آنست كه مخاطب وقتى مورد خطاب مجملى واقع شد كه بيانش در اصول مىباشد وى از رجوع به آن و معرفت به قرينه و بيان متمكّن و قادر است ولى در تأخير بيان از وقت خطاب چنين نبوده و مخاطب بر دست يافتن به آن قادر نيست .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1160
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٦٠