مستحيل مىباشد درحالىكه مدّت فحص و رجوع باصول جهت اطّلاع بر بيان اينطور نمىباشد زيرا حقتعالى قادر است بر اينكه بيان را در وقت خطاب با آن مقرون قرار دهد و بدين ترتيب احتياجى به زمان رجوع باصول نباشد .
آنچه تا به اينجا نقل شد كلام مرحوم سيّد مرتضى بود ، و كاش مىدانستم چگونه ايشان از مثل چنين جوابى كه در مقابل استدلال قائلين بمنع تأخير بيان مجمل اقامه فرموده غفلت نموده و توجّه نفرموده است كه نظير آن را در قبال استدلال خودش مىتوان آورد و گفت :
وقتى تجويز كنيد كه عامّ مخصوص را متكلّم بدون ذكر مخصّص تفصيلى جايز است بياورد و مخاطب را براى علم تفصيلى بمخصّص مىتواند به اصول ارجاع دهد از شما مىپرسيم :
پس قبل از اينكه مخاطب در اصول مطّلع بر مخصّص تفصيلى شود وظيفه وى چه بوده و به چه چيز بايد معتقد باشد .
تفصيل
قوله : لا يمكن فيه معرفة المراد : اين عبارت صفت است براى « للزّمان » و ضمير در « فيه » نيز به زمان عائد است .
قوله : لا يمكن وقوع المعرفة فيه : ضمير در « فيه » به زمان مهلت نظر عود مىكند .
قوله : لا بدّ منه : يعنى محال و غيرممكن است فعلى خالى از آن باشد پس آن را در مقام مقايسه و استدلال نبايد ملاحظه نمود .
قوله : فى اقصر منه : ضمير در « منه » به زمان مهلت نظر راجع است .
قوله : مثل ذلك عليه : مشار اليه « ذلك » جوابى است كه مرحوم سيّد در مقابل استدلال مانعين آوردهاند و ضمير در « عليه » به مرحوم سيّد مرتضى راجع است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1164
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٦٤