جواب مرحوم مصنّف از دليل اوّل سيّد عليهالرّحمه
امّا جواب از دليل اوّل ايشان به دو وجه داده مىشود :
جواب نقضى و جواب حلّى .
امّا جواب نقضى
مىگوييم : اوّلا مىتوان فرموده ايشان در اين دليل را با نسخ نقض نمود و تقرير اين نقض چنين است :
همانطورىكه خود مرحوم سيّد معترف است شرط منسوخ آنست كه موقّت به غايتى كه مقتضاى آن ارتفاع حكم است نباشد حتّى خود ايشان حكمى را كه غايتش اجمالا معلوم است از احكام موقّت شمرده نه اينكه داخل در منسوخ قرار دهند لذا فرمودهاند :
حكمى را كه امد و انتهايش را اجمالا دانسته و در تفصيلش محتاج به دليل سمعى هستيم حكم موقّت خوانند نه منسوخ مانند اينكه گفته شود :
دوموا على هذا الفعل الى ان انسخه عنكم .
( بر اين فعل مداوم و مستمرّ باشيد تا از شما آن را نسخ كنم ) .
و در اين هنگام چارهاى نيست از اينكه لفظ منسوخ را زمانى مىتوان در منسوخات داخل كرد كه ظاهر در دوام و استمرار بوده و پس از آنكه ناسخش آمد معلوم مىشود كه مقصود و مراد خلاف اين ظهور بوده و از به دو امر حكم مذكور استمرار و ادامه نداشته و اين ظهور توهّمى بيش نبوده است پس لفظى كه براى آن حقيقت و اصلى بوده در غير آن استعمال شده بدون اينكه در حال خطاب قرينهاى بر مراد و مقصود نصب گردد همانطورىكه عامّ حقيقتى دارد كه بحسب فرض در مورد كلام در غير آن استعمال شده بدون
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1140
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١٤٠