تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1115

مساهمون:

ص١١١٥
تخصيصه » بيان است براى « ما يوهمه » و ضمير مجرورى در « تخصيصه » به مرحوم سيّد مرتضى عود مىكند . قوله : و عدم تعرّضه للمراد من البيان : ضمير مجرورى در « تعرّضه » به مرحوم سيّد مرتضى عود مىكند . قوله : أ هو التّفصيلى او غيره : ضمير « هو » به « بيان » راجع است و در « غيره » به « تفصيلى » عود مىكند . قوله : بحيث يعدّ ان وجهين فى المخالفة لذلك القول : حاصل توهّمى كه از عبارت مرحوم سيّد مرتضى مىشود اينست كه : از عبارت سيّد عليه‌الرّحمه دو امر متوهّم مىشود : الف : عدم جواز تأخير بيان فقط در عامّ است نه در مطلق يا منسوخ . ب : مقصود از « بيان » معلوم نيست كه آيا بيان تفصيلى بوده يا اجمالى مىباشد . و اين هر دو با آنچه در قول يادشده آمده مخالفت دارد چه آنكه : اوّلا : قائل مزبور بين عامّ و مطلق و منسوخ فرقى نگذارده و تأخير بيان را در هيچيك تجويز نكرده است . ثانيا : وى تصريح كرده كه مقصودش از « بيان » بيان اجمالى است . قوله : اذ عمّم فيه المنع : كلمه « عمّم » به صيغه مجهول خوانده شده و « المنع » نائب فاعل آن بوده و ضمير در « فيه » به قول مذكور راجع است . قوله : لكلّ ما له ظاهر اريد منه خلافه : ضمير در « له » به ماء موصوله راجع بوده و ضمير در « منه » به « ما له ظاهر » و در « خلافه » به ظاهر برمىگردد و اين عبارت اشاره به وجه اوّلى است كه كلام مرحوم سيّد مرتضى بحسب توهّم با آن مخالف است . قوله : و اكتفى بالبيان الاجمالى : ضمير فاعلى در « اكتفى » به قائل قول مزبور راجع بوده و اين عبارت اشاره است به وجه دوّمى كه توهّم مخالفت