است .
قوله : و غيرها : يعنى و غير الاقوال الّتى ذكرناها .
قوله : هو جواز تأخير بيان ما ليس له ظاهر : ضمير « هو » به قول آخر راجع است .
قوله : و قد استعمل فى غيره : ضمير در « غيره » به ظهور راجع است .
قوله : بان يقول وقت الخطاب : اين عبارت بيان است براى بيان اجمالى و حاصل مراد اينست كه :
متكلّم در وقت خطاب اين مقدار از بيان را الزاما بايد بياورد و بگويد :
اين عامّ تخصيص خورده و اين مطلق تقييد پيدا نموده و اين حكم نسخ مىشود و امّا اينكه مخصّص عامّ چيست و چه مقدار بعامّ تخصيص وارد نموده يا مقيّد مطلق چه بوده و مبلغ تقييد تا چقدر است يا ناسخ زمانش چه وقتى است تأخير هريك از اينها كه بيان تفصيلى محسوب مىشوند تا زمان حاجت جايز است .
قوله : و قال انّه الحقّ : ضمير در « قال » به مرحوم علّامه و ضمير منصوبى در « انّه » به قول آخر راجع است .
قوله : و لا يكاد يظهر : فرموده مصنّف است .
قوله : بينه و بين قول السّيّد : ضمير در « بينه » به قول آخر راجع است .
قوله : بعد امعان النّظر : يعنى پس از دقّت نظر .
قوله : لم يتعرّض له : ضمير در « له » به نسخ راجع است .
قوله : و الوقت الّذى ينسخ فيه عن وقت الخطاب : ضمير در « فيه » به وقت راجع است و « عن وقت » متعلّق است به تأخير .
قوله : و ان كان مرادا بالخطاب : ضمير در « كان » به بيان مدّة الفعل المأمور به راجع است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1111
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١١١١