نيست مگر آنكه از شب قبل شخص نيّت آن را بنمايد .
سؤال
اگر نماز با طهارت خوانده نشود يا مثلا در روزه از شب قبل نيّت آن را نكنند در واقع شرط نماز و روزه منتفى است نه نفس نماز و روزه درحالىكه ظاهر اين امثله نفى اصل و سلب ماهيّت نماز و روزه مىباشد .
جواب
اگرچه شرط در واقع منتفى است ولى باعتبار فوات شرط يا نفى جزء مىتوان مسمّى و حقيقت مشروط و مركّب را نيز منفى دانست چه آنكه گفتهاند المشروط معدوم عند شرطه يا المركّب ينتفى بانتفاء اجزائه .
و شارع مقدّس در اين امثله از اين واقعيّت خبر داده است پس بدون اينكه اجمال و ابهامى در اين امثله باشد متعيّنا همين معناى شرعى مراد است .
و اگر فرض نموديم كه در اين افعال حقيقت شرعيّه ثابت نيست چنانچه ظاهرا همينطور باشد و قبلا نيز شرح آن گذشت پس از دو حال خارج نيست :
يا حقيقت عرفيّه براى آنها ثابت است و يا آن نيز ثابت نمىباشد .
در صورت اوّل كه حقيقت عرفيّه ثابت باشد و آن عبارتست از اينكه در امثال اين نوع تراكيب اهل عرف نفى فائده از آن استفاده مىكنند نظير اينكه گفته مىشود : لا علم الّا ما نفع يعنى ( علم بافايدهاى وجود ندارد مگر دانشى كه نفعش به ديگران برسد ) يا لا كلام الّا ما افاد ( كلامى مفيد وجود ندارد مگر كلامى كه فائدهاش به ديگران برسد ) يا لا طاعة الّا للّه ( طاعت و كرنشى كه نافع باشد وجود ندارد مگر طاعتى كه براى خدا باشد ) و بهر تقدير اگر به
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1088
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٨٨