تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1091

مساهمون:

ص١٠٩١
لانّا نقول ليس هو منه و انّما هو ترجيح احد المجازات بكثرة التّعارف و لذلك يقال : هو كالعدم اذا كان بلا منفعة . ترجمه : سؤال استدلال و تقريرى كه گذشت اثبات معناى لغت از طريق ترجيح استحسانى بوده كه آن امر باطلى است چه آنكه باب اثبات لغات منحصرا نقل از واضع است نه مرجّحات و استحسانات ذوقى و عقلى فلذا لغات را از امور توقيفيّه شمرده‌اند . جواب مرحوم مصنّف مىفرماين : اين اشكال وارد نيست زيرا معناى لغت را با استحسان و قياس اثبات نكرده بلكه به وسيله آن يكى از مجازات را بر مجاز ديگر ترجيح داده و موجب آن را نيز كثرت تعارف و شيوع استعمال قرار داده‌ايم فلذا گفته مىشود اين كلام چون منفعتى ندارد وجودش به منزله عدم است يعنى وجود را در معناى مجازى كه عدم باشد استعمال كرده و علاقه مصحّح براى اين استعمال را مشابهت اين دو باهم قرار مىدهند . قوله : هذا اثبات اللّغة بالتّرجيح : مشار اليه « هذا » استدلال مرحوم مصنّف است . قوله : ليس هو منه : ضمير « هو » به استدلال مذكور راجع بوده و ضمير در « منه » به اثبات لغت بالتّرجيح راجع است .