تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1075

مساهمون:

ص١٠٧٥
يا همچون لفظى كه از اضداد است يعنى مشترك بين دو معناى متضادّ مىباشد همچون الفاظ : قرء كه به معناى پاكى و ناپاكى زنان كه حيض باشد آمده يا مولى كه به معناى آقا و بنده هر دو مىباشد و يا غريم كه به معناى طلبكار و بدهكار هر دو استعمال مىشود ، بديهى است وقتى در لفظ قرينه بر تعيين معناى مقصود نباشد دلالت لفظ مجمل مىگردد . ناگفته نماند كه اجمال در لفظ مفرد گاهى ذاتى و اصلى است يعنى مستند به وضع واضع است همچون امثله مذكوره و زمانى معلول امر عارضى است نظير اعلال مانند لفظ « مختار » كه مشترك و مردّد بين اسم فاعل و اسم مفعول است كه اين اجمال و ترديد مستند باعلال لفظ مىباشد زيرا اگر اسم فاعل فرض شود در اصل مختير بكسر ياء بوده منتهى ياء متحرّك ما قبل مفتوح قلب بالف شد تبديل به مختار گرديد و اگر اسم مفعول فرضش كنيم در اصل مختير بفتح ياء بوده كه باز ياء متحرّك ما قبل مفتوح را قلب بالف كرده مختار شد پس اسم فاعل و مفعول هر دو پس از اعلال در لفظ « مختار » مشترك هستند . قوله : و يكون فعلا الخ : ضمير در « يكون » به مجمل عود مىكند . قوله : فحيث لا يقترن به ما يدلّ على وجه وقوعه : ضمير در « به » به فعل و در « يدلّ » به ماء موصوله و در « وقوعه » نيز به فعل عود مىكند . قوله : لتردّده بين معانيه : ضمير مجرورى در « تردّده » و « معانيه » به مشترك راجع است . قوله : امّا بالاصالة : مقصود از اجمالى اصلى در باب الفاظ اجمالى است كه مستند به وضع واضع باشد يعنى واضع يك لفظ را مشترك بين معانى متعدّد جعل و وضع نمود .