قوله : و تقييدها فى كفّارة القتل : ضمير در « تقييدها » به رقبه راجع است .
قوله : و عندنا انّه لا يحمل على المقيّد : مقصود از « عندنا » عند الإماميّة بوده و ضمير در « انّه » به مطلق عود مىكند .
قوله : حينئذ : يعنى حين يختلف موجبهما .
قوله : لعدم المقتضى له : ضمير در « له » به حمل مطلق بر مقيّد راجع است .
قوله : الى انّه يحمل عليه : ضمير در « انّه » به مطلق و در « عليه » به مقيّد عود مىنمايد .
قوله : قياسا مع وجود شرائطه : يعنى شرائط قياس .
مؤلّف گويد :
مقصود اينست كه اين قائل از اهل سنّت به تفصيل قائل شده و حاصل تفصيلى كه داده اينست كه :
اگر از باب قياس بتوان مطلق را بر مقيّد حمل نمود ، حمل واجب است و در غير اين صورت به هر دو عمل شده و نبايد حمل نمود .
مثال موردى كه شرائط قياس فراهم بوده و مىتوان قياس كرد مانند اينكه در دليل مطلق آمده :
ان ظاهرت فاعتق رقبة .
و در دليل مقيّد گفته شده :
ان قتلت فاعتق رقبة مؤمنة .
ممكنست چنين تقرير شود : علّت وجوب اعتاق رقبه مؤمنه در دليل مقيّد ارتكاب حرام يعنى قتل نفس است و چون اين علّت در ظهار نيز وجود دارد چه آنكه در شريعت اسلام ظهار از محرّمات شمرده شده لا جرم از باب العلّة يعمّم كما يخصّص مىگوييم مقصود از « رقبه » خصوص مؤمنه است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1072
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٧٢