و امّا لفظ مفرد : پس مانند مشترك چه آنكه مردّد است بين معانى متعدّدى كه دارد اعمّ از آنكه اين تردّد اصلى و نفسى بوده همچون لفظ « عين » و كلمه « قرء » يا به واسطه اعلال پيدا شده باشد همچون كلمه « مختار » كه مردّد است بين اينكه اسم فاعل بوده يا اسم مفعول باشد چه آنكه اگر اعلال نمىبود اسم فاعلش « مختير » بكسر ياء و اسم مفعولش « مختير » بفتح ياء مىبود و ديگر اجمالى در بين نبوده و ترديد منتفى مىگشت .
تفصيل
لفظ مجمل آنست كه داراى دلالت واضح و روشنى نباشد و اجمال به اين معنا گاهى در فعل بوده و زمانى در لفظ مفرد و در پارهاى از اوقات در لفظ مركّب يافت مىشود .
مقصود از فعل مجمل آنست كه با آن قرينهاى كه دلالت بر نحوه وقوعش بكند همراه نباشد مانند اينكه گفته مىشود :
جاء زيد : آمد زيد .
در اين مثال « جاء » مجمل است چون قرينهاى كه دلالت كند اين فعل بچه نحو واقع شده آيا جائى سواره بوده يا پياده ، خندان بوده يا گريان ، سريع آمده يا بطىء ، تنها آمده يا در معيّت كسى و ساير حالات و وجوهى كه در آن تصوّر مىشود .
و مراد از لفظ مفرد مجمل استعمال الفاظ مشتركه است بدون قرينه چنانچه گفته مىشود :
رأيت عينا ( ديدم عينى را ) .
چون لفظ « عين » مشترك بين معانى متعدد از قبيل طلا و نقره ، كفّه ترازو ، خورشيد ، چشم ، چشمه ، ذات ، جاسوس و غيره مىباشد لا جرم وقتى همراه لفظ قرينه معيّنه ذكر نشود دلالتش بر معناى مراد مجمل مىگردد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1074
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٧٤