و الجواب انّ المعنى المجازي انّما يفهم من اللّفظ بواسطة القرينة و هى هاهنا المقيّد ، فيجب حصول الدّلالة و الفهم بعده لا قبله و ما ذكرتموه انّما يتمّ لو وجب حصولهما قبل و ليس الامر كذلك و سيأتى لهذا مزيد تحقيق عن قريب .
ترجمه :
استدلال قائلين به نسخ
كسانى كه مقيّد متأخّر از مطلق را ناسخ آن دانستهاند در مقام استدلال گفتهاند :
اگر مقيّد بيان براى مطلق فرض شود پس لازم است مقصود از مطلق همان مقيّد باشد و لازمه آن اينست كه مطلق مجاز در مقيّد فرض گردد و مجاز بودن آن متفرّع است بر اينكه مطلق دلالت بر مقيّد داشته باشد درحالىكه دلالت منتفى است زيرا مطلق بههيچوجهى بر مقيّد خاصّ دلالت ندارد .
جواب مرحوم مصنّف از استدلال قائلين به نسخ
مرحوم مصنّف در مقام جواب از اين استدلال مىفرماين :
معناى مجازى به واسطه قرينه از لفظ فهميده مىشود و قرينه در مورد بحث لفظ « مقيّد » مىباشد پس حصول دلالت و ثبوت فهم بعد از مقيّد است نه پيش از آن .
و دليلى كه مستدلّ ذكر نموده در صورتى تمام و صحيح است كه دلالت و فهم لازم باشد قبل از قرينه حاصل باشد و حال آنكه امر چنين نيست و انشاءالله به زودى براى اين تقرير تحقيق بيشترى خواهيم نمود .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1067
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٦٧