پنجشنبه كه بعد از خطاب بعامّ و قبل از فرارسيدن عمل به آن است بگويد لا تكرم الفسّاق منهم به عقيده اين حضرات لا تكرم مخصّص اكرم العلماء است مانند قسم اوّل كه زمان هر دو مقارن بود چنانچه حقّ از نظر ما نيز چنين مىباشد .
و امّا آنان كه تأخير بيان از وقت خطاب بعامّ را اجازه نمىدهند در اينجا به دو دسته تقسيم مىگردند :
جماعتى از ايشان خاصّ يادشده را ( خاصّى كه بعد از خطاب بعامّ و قبل از گذشتن وقت عمل به آن وارد شده ) ناسخ عامّ مىدانند و ايشان كسانى هستند كه در جواز نسخ حضور وقت عمل به دليل منسوخ را شرط نكردهاند بلكه مجرّد تأخّر از زمان خطاب را در آن كافى دانستهاند .
و دستهاى ديگر از ايشان خاصّ مذكور را ردّ كردهاند و ايشان كسانى هستند كه از نسخ قبل از حضور وقت عمل منع نموده و آن را تجويز نكردهاند چنانچه عنقريب تحقيق اين مسئله انشاءالله خواهد آمد .
قوله : فى بناء العامّ على الخاصّ : مقصود حمل عامّ بر خاصّ مىباشد .
قوله : امّا ان يعلم تاريخهما : يعنى تاريخ صدور آن دو .
قوله : و الثّانى امّا ان يتقدّم الخ : مقصود از « الثّانى » صورتى است كه زمان صدور آن دو باهم مقرون نباشد .
قوله : و يجب حينئذ بناء العامّ على الخاصّ : مقصود از « حينئذ » حين اقتران الخاصّ مع العامّ مىباشد .
قوله : يعبأ به : كلمه « يعبأ » به صيغه مجهول يعنى اعتناء شود و ضمير در « به » به خلاف راجع است .
قوله : كان نسخا له : ضمير در « كان » به خاصّ و در « له » به عامّ راجع است .
قوله : و ان كان قبله : ضمير در « كان » به ورود خاصّ و در « قبله » به
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1020
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠٢٠