مؤلّف گويد :
مرحوم محقّق نيز بتوقّف قائل است ولى همانطورىكه ذكر شد توقّف را مبتنى بر اين نموده كه خبر واحد بطور مطلق دليل و حجّت نباشد يعنى چون مدرك حجّيّتش اجماع بوده و آن تنها در صورتى است كه در مقابل خبر دليل ديگرى نظير عمومات قرآنى قائم نباشند لا جرم با بودن عامّ نمىتوان بطور قطع و يقين حكم به حجّيّت آن نمود بلكه بايد توقّف كرد .
مرحوم مصنّف در مبحث اخبار كه انشاءالله عنقريب ذكر خواهد شد بيانى آورده كه با توجّه به آن جواب محقّق عليهالرّحمه داده مىشود و آن اينست كه مدرك اعتبار خبر واحد تنها اجماع نيست كه لازم باشد بر قدر متيقّن يعنى جائى كه دليل برخلافش قائم نباشد اكتفاء كنيم بلكه از كتاب و سيره و اخبار نيز ادلّه مهمّهاى بر اعتبارش در دست مىباشد .
قوله : بانّ فى اعتباره : يعنى اعتبار خبر واحد .
قوله : و اعتبار الكتاب : كلمه « واو » حاليه بوده و جمله بعدش نيز جمله حاليه مىباشد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 1016
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٠١٦