تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 945

مساهمون:

ص٩٤٥
بلى اگر متكلّم تخصيص باقى جملات را نيز بخواهد اراده كند الزاما موظّف است قرينه برآن در كلامش نصب كند ولى در عين حال اين فرض او را مرتكب مجاز و عدول‌كننده از معناى حقيقى لفظ قرار نمىدهد بلكه وى لفظ را در معناى حقيقى خود استعمال نموده همان‌طورىكه قائل باشتراك صيغه امر در اراده وجوب از صيغه تقرير مىنمايد . ولى اگر در محلّ كلام مقاله قائلين به رجوع استثناء بخصوص اخيره را بپذيريم بايد ملتزم شويم كه ارجاع استثناء به جميع از باب مجاز بوده و متكلّم را از موضوع له لفظ بايد متعدّى بدانيم درحالىكه دو دليل بر خلاف آن در دست داريم : الف : قبلا باثبات رسانديم كه وضع در مفردات عامّ مىباشد و با اين مبنا استثناء واقع بدنبال جملات متعدّده براى خصوص رجوعش باخير وضع نشده بلكه براى اعمّ از آن و جميع موضوع مىباشد . ب : مستدلّ در كلامش دليل و حجّتى اقامه نكرد كه هيئت تركيبى كلام يعنى جمله مركّب از مستثنى منه و ادات استثناء و مستثنى وضع شده است براى رجوع استثناء بخصوص اخير چنانچه در واقع و نفس الامر نيز دليلى برآن وجود ندارد و وجهش آنست كه اساسا چنين وضعى صورت نگرفته و ثبوتا وجودى نداشته تا اثباتا و در عالم كشف تصديقى دليلى برآن قائم باشد . و از اين دو امر كه بگذريم اشكال اساسى و مهمّى كه به رأى مزبور يعنى وضع استثناء براى رجوع بخصوص جمله اخير وارد است اينكه : اگر استثناء را براى رجوع بخصوص جمله اخير موضوع بدانيم قطعا ارجاعش به جميع مجاز مىشود و چون در هر استعمال مجازى وجود علاقه بين معناى حقيقى و مجازى لازم است تا به واسطه‌اش استعمال صورت گيرد لا جرم در اينجا نيز به چنين علاقه مجوّزه‌اى نيازمند هستيم و تنها علاقه‌اى كه