تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 948

مساهمون:

ص٩٤٨
ترجمه : جواب مرحوم مصنّف از دليل دوّم مرحوم مصنّف مىفرماين : جواب از استدلال دوّم اينست كه حصول استقلال براى استثناء به واسطه تعلّقش بجمله اخير صرفا مقتضى است كه قطع و يقين بتعلّق آن به غير جمله اخير پيدا نكنيم و ما نيز به اين مقدار ملتزم هستيم چه آنكه عود استثناء بجميع از نظر ما و سيّد ( ره ) امرى است محتمل نه قطعى و واجب . و امّا اينكه مستدلّ فرمود : اگر با حصول استقلال براى استثناء جايز باشد باز به غير خودش تعلّق بگيرد كذا و كذا . . . بايد در جواب آن بگوئيم اين مقاله بطلانش ظاهر و روشن است زيرا آنچه خود بنفسه استقلال داشته و اساسا نه بطور جواز و نه بنحو وجوب تعلّقى به غير خودش ندارد البتّه جايز نيست كه به غير متعلّق باشد بخلاف مورد بحث يعنى استثناء كه استقلالش عارضى و به واسطه غير حاصل شده لذا در اين قبيل از مستقلّات جايز است پس از حصول استقلال به واسطه غير همچون تعلّق استثناء بجمله اخير باز به غير خودش وابستگى و تعلّق پيدا كند ازاين‌رو استثناء را بعد از ارجاع بجمله اخير و حصول استقلال عارضى باز مىتوان به باقى جملات رجوع دهيم اگرچه البتّه اين ارجاع لازم و واجب نيست ولى امرى است جايز و ممكن . تفصيل مستدلّ در دليل دوّمش فرمود : آنچه مقتضى براى ارجاع استثناء به غير است صرفا عدم استقلالش