ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از وجه اوّل
مرحوم مصنّف مىفرماين :
امّا جواب از وجه اوّل اينست كه اگر مقصود از مخالف اصل بودن استثناء آن باشد كه موجب ارتكاب مجاز در لفظ عامّ شده و اصل حقيقت است پس از جهتى اين كلام صحيح بوده ولى تعليلى كه براى خلاف اصل بودنش آورده و گفتهاند :
وجه مخالفت استثناء با اصل اينست كه استثناء مشتمل بر حكمى است مخالف با حكم اوّل .
فاسد مىباشد زيرا در استثناء اصلا هيچ مخالفتى با حكم اوّل واقع نشده است :
امّا بنا بر قول كسانى كه استثناء را اخراج از لفظ بعد از اراده تمام معنا و قبل از حكم و اسناد مىدانند همچون رأى محقّقين از متأخّرين پس ظاهر و روشن است و همچنين است بنا بر قول كسانى كه مجموع از مستثنى و مستثنى منه و ادات را عبارت از باقى مىدانند و بنابراين قول باقى دو اسم دارد : مفرد ، مركّب .
و امّا بنا بر قول آنان كه مراد از مستثنى منه را مجازا آنچه پس از استثناء مىماند مىدانند و قرينه برآن را نفس استثناء قرار دادهاند چنانچه مختار اكثر متقدّمين همين است وجه عدم اشتمال استثناء بر حكم مخالف اينست كه حكم اصالتا و ذاتا تعلّق نگرفته مگر به باقى ، پس بحسب حقيقت و در واقع مخالفتى واقع نشده است .
تفصيل
مستدلّ در دليل اوّلش گفته بود استثناء چون مخالف با اصل است
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 924
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٢٤