متن :
السّادس انّ الظّاهر من حال المتكلّم انّه لم ينتقل من الجملة الاولى الى الثّانية الّا بعد استيفاء غرضه منها كما لو سكت ، فانّه يكون دليلا على استكمال الغرض من الكلام و كما انّ السّكوت يحول بين الكلام و بين لواحقه فيمنع من تعلّقها به فكذلك الجملة الثّانية حائلة بين الاستثناء و بين الاولى ، فتكون مانعة من تعلّقه بها .
ترجمه :
وجه ششم
ظاهر حال متكلّم آنست كه از جمله اوّل به دوّم منتقل نمىشود مگر پس از استيفاء غرضش از آن و حصول مطلوبش از جمله اوّل فلذا پس از حصول غرض ساكت شده و پس از سكوت اعمّ از سكوت ممتد و زياد يا سكوتى كه لحظهاى بيش نيست به جمله ديگر زبان گشوده و غرضى ديگر را با آن القاء مىكند .
پس نفس سكوت بعد از القاء كلام خود دليل است بر استكمال غرض از كلام و همانطورىكه سكوت بين كلام و لواحق آن حائل شده مانع از تعلّق آنها بكلام مىشود همانطور جمله دوّم بين استثناء و كلام اوّل حاجب و مانع شده و نمىگذارد كه استثناء بجمله اوّل ملحق گردد .
قوله : انّه لم ينتقل من الجملة الاولى الى الثّانية : ضمير در « انّه » به متكلّم راجع است .
قوله : الّا بعد استيفاء غرضه منها : ضمير در « غرضه » به متكلّم و در « منها » به جمله اولى راجع است .
قوله : كما لو سكت : يعنى همانطورىكه از جمله اوّل به سكوت بعد از آن موقعى منتقل مىشود كه غرضش از جمله اوّل استيفاء شده باشد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 922
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٢٢