تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧
وقتى واجد استقلال و افاده شد ديگر نيازى به اين ندارد كه بماقبلش ارجاع شود چه آنكه اين امر موجب تحصيل حاصل است و از اين گذشته اشكال ديگرى كه پيش مىآيد اينكه : با فرض حصول استقلال و افاده معنا و لو اين استقلال از ارجاعش به غير حاصل شده باشد اگر باز بتوان آن را به غير وابسته و مرتبط بدانيم پس در صورت مستقلّ بودن ذاتى و مفيد بودنش بنفسه نيز بايد ارجاعش به غير جايز باشد درحالىكه اين امر ممكن نيست زيرا همان‌طورىكه گفتيم موجب تحصيل حاصل مىباشد . قوله : عدم استقلاله بنفسه : ضميرهاى مجرورى به استثناء راجع مىباشند . قوله : و لو استقلّ لما علّق بغيره : ضميرهاى در « استقلّ » و « علّق » و « بغيره » به استثناء راجع است . قوله : و متى علّقناه بما يليه : ضمير منصوبى در « علّقناه » به استثناء راجع است چنانچه ضمير منصوبى در « يليه » نيز به آن راجع است . قوله : استقلّ و افاد : ضمير فاعلى در اين دو فعل به استثناء راجع است . قوله : فلا معنى لتعليقه بما بعد عنه : ضمير مجرورى در « تعليقه » و « عنه » به استثناء عود مىكند . قوله : مع افادته و استقلاله : ضميرهاى مجرورى به استثناء راجع مىباشند . قوله : ان يتعلّق بغيره : ضمير فاعلى در « يتعلّق » به استثناء راجع بوده و ضمير مجرورى در « بغيره » نيز به آن عود مىكند و اين جمله در تأويل مصدر بوده تا فاعل باشد براى « جاز » . قوله : لوجب فيه : ضمير در « فيه » به استثناء عود مىكند . قوله : لو كان مستقلا بنفسه : ضمير در « كان » و « بنفسه » به استثناء
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 917 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى