يريدون الاستثناء من الجملة الاخيرة فقط ، فلا بدّ من القرينة فى الحكم بالاختصار و عدمه .
ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از استدلال پنجم
مرحوم مصنّف مىفرماين :
جواب از استدلال پنجم اينست كه اهل لسان از عرب همانطورىكه به جهت فرار از تطويل و احتراز از طولانى شدن كلام سخن را مختصر آورده و صرفا بذكر آنچه دلالت بر مرادشان مىكند در آخر جمله اكتفاء كرده فلذا در دنبال چند جمله يك استثناء بيشتر نمىآورند و بدين ترتيب استثناء را به تمام جملات ارجاع داده ولى معذلك با كلامى مختصر و مفيد عينا ايشان استثناء را بخصوص اخيره نيز راجع دانسته و فقط از آن اخراج مىنمايند و در اين هنگام اگر استثنائى بدنبال جملات متعاطفه ذكر شد مراد مجمل بوده و بدون قرينه نمىتوان حكم كرد نه به تعلّق استثناء به جمله اخير و نه به رجوعش به تمام آنها .
پس براى تشخيص آنكه ذكر استثناء واحد به منظور اختصار كلام است يا بخاطر آنكه بخصوص اخير راجع مىباشد ناچاريم از آوردن قرينه دالّه بر مراد .
قوله : انّهم كما يريدون : ضميرهاى جمع به عرب راجع است .
قوله : فيختصرون بذكر ما يدلّ على مرادهم : ضميرهاى جمع به عرب عود مىكند .
قوله : بذكره عقيب كلّ جملة : ضمير در « ذكره » به استثناء راجع است .
قوله : فى الحكم بالاختصار : يعنى موردى كه استثناء به تمام جملات
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 910
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩١٠