جواب از استدلال اوّل اينست كه قبول نداريم شرط واقع پس از چند جمله به تمام تعلّق گيرد بلكه آن نيز همچون استثناء داراى دو احتمال است .
و بفرض آنكه اينطور باشد استدلال از شرط و اجراء حكم آن در استثناء از قبيل قياس در لغت مىباشد .
قوله : من ثبوت الحكم فى الاصل : مقصود از « الحكم » رجوع به تمام جملات يا بخصوص اخير بوده و مراد از « الاصل » شرط مىباشد .
قوله : بل هو محتمل : ضمير « هو » به اصل راجعست .
قوله : و لو سلّم : يعنى بفرض حكم را در اصل بپذيريم ، بنابراين ضمير در « سلّم » به حكم راجع است .
قوله : فهو قياس : ضمير « هو » به دليل اوّل راجع است .
متن : و عن الثّانى :
انّه قياس فى اللّغة كالاوّل .
ترجمه :
جواب مرحوم مصنّف از دليل دوّم
مرحوم مصنّف مىفرماين :
استدلال دوّم نيز همچون اوّل از قبيل قياس در لغت است .
مؤلّف گويد :
مقصود اينست كه اگر فرض كرديم مثال رأيت زيد بن عبد اللّه و رأيت زيد بن عمرو در معناى رأيت الزّيدين باشد ولى اين مقتضى نيست كه هر حكمى كه در « رأيت الزّيدين » بوده در آن نيز جارى باشد تا در نتيجه بگوئيم استثناء واقع بدنبال مثال دوّم چون به « الزّيدين » تعلّق مىگيرد پس اگر بدنبال دو جمله در مثال اوّل نيز بيايد الزاما به زيد بن عمرو و زيد بن عبد اللّه تعلّق
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 902
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٩٠٢