تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 887

مساهمون:

ص٨٨٧
الزّمانيّة و المكانيّة فضلة فى الكلام ، يأتى بعد تمامه و استقلاله . ترجمه : وجه چهارم قائل وقتى مىگويد : غلامان را زدم و همسايگان را اكرام نمودم و زكات مال را دادم در حال قيام . يا اگر بگويد : غلامان را زدم و همسايگان را اكرام نمودم و زكات مال را دادم در حال قيام . يا اگر بگويد : غلامان را زدم و همسايگان را اكرام نمودم و زكات مال را دادم در صبح يا در شام يا در فلان مكان محتمل است عامل در قيودى كه بدنبال جملات آورده يعنى حال يا ظرف زمان و يا ظرف مكان و متعلّق به آنها جميع افعال باشد و احتمال هم دارد متعلّق به اين قيود صرفا فعلى كه به آنها نزديك است يعنى فعل اخير باشد و ما هرگز نه مىتوانيم بطور قطع عامل را جميع دانسته و نه بعض را متعلّق و عامل قرار دهيم مگر قرينه‌اى غير از ظهور كلام كه بر خصوص يكى از آن دو دلالت نمايد در دست باشد . و وقتى نسبت به اين قيود حال چنين باشد در استثناء نيز بايد همين‌طور حكم نمود . و جامع بين استثناء و قيود مذكور اينست كه هركدام از اين‌ها يعنى استثناء و حال و ظروف زمان و مكان در كلام زائد بوده و پس از تمام شدن كلام و استقلال يافتنش ذكر مىشوند ازاين‌رو حكم تمام متّحد و يكسان مىباشد . قوله : العامل فيه و المتعلّق به : ضمير در « فيه » و « به » به « ما عقّب بذكره » راجع است . قوله : جميع ما عدّ من الافعال : مقصود از « افعال » ضربت و اكرمت و اخرجت مىباشد .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 887 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى