تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 872

مساهمون:

ص٨٧٢
امّا اداتى كه حرف هستند پس خاصّ بودن موضوع له در آنها بسى واضح و روشن است و شرح آن گذشت . و امّا اداتى كه فعل مىباشند بايد بگوئيم : اخراج و استثناء به واسطه آنها به ملاحظه معناى نسبى و اضافى كه دارند صورت مىگيرد و قبلا دانسته شد كه وضع افعال به اين لحاظ عامّ و موضوع له خاصّ مىباشد همچون حروف . و امّا اداتى كه اسم هستند در ارتباط با آنها مىگوييم : اسماء استثناء از قبيل مشتقّات بوده و وضع آنها همچون مشتقّات عامّ و موضوع‌لهشان خاصّ مىباشد چنانچه شرحش قبلا گذشت . قوله : لخصوصيّات الاخراج : يعنى مصاديق استثناء . قوله : امّا الحرف منها : ضمير در « منها » به ادوات عود مىكند . ادات حرفى استثناء مانند : الّا . قوله : و امّا الفعل : مانند : ليس ، لا يكون ، ما عدا . قوله : فلانّ الاخراج به : ضمير در « به » به فعل راجعست . قوله : انّما هو باعتبار النّسبة : يعنى افعال استثناء به ملاحظه معناى هيئت كه معناى نسبى و ربطى است در مقام استثناء به كار مىروند . قوله : انّ الوضع بالاضافة اليها عامّ : ضمير در « اليها » به نسبت راجع است . قوله : و امّا الاسم : مانند : غير ، سوى . قوله : فلانّه من قبيل المشتقّ : ضمير در « فلانّه » به اسم راجعست و وجه بودن آنها از قبيل مشتقّ اينست كه اسماء استثناء به معناى وصف هستند مثلا وقتى مىگوييم : جاءنى القوم غير زيد يعنى زيد مغاير للقوم و اين معناى وصفى از كلمه « غير » استفاده مىشود .