نسبت به وضع حدث مىباشد .
تفصيل شرح معانى حرفيّه و نسبيّه
مرحوم مصنّف معتقد است كه حروف و افعال ناقصه از قبيل كلماتى بوده كه وضعشان عامّ و موضوع له در آنها خاصّ است چنانچه افعال تامّه نيز به اعتبارى واجد همين خصوصيّت مىباشند .
امّا تقرير وضع در حروف :
حروف وضعشان عامّ و كلّى است به اين معنا كه واضع در وقت وضع آنها معناى كلّى و واسعى را ملاحظه نمود و سپس الفاظ را براى مصاديق و افراد آن معنا جعل كرد و بدين ترتيب وضعشان عامّ ولى موضوع له آنها خاصّ گرديد .
مثلا براى وضع كلمات « من » و « الى » و « على » .
ابتداء كلّى و انتهاء واسع و استعلاء عامّ را ملاحظه نمود آنگاه اين كلمات سهگانه را در قبال اين معانى متصوّره جعل نكرد بلكه آنها را مرآت و وسيله براى رؤيت افراد قرار داده و سپس الفاظ را براى آن افراد وضع نمود و بدين ترتيب موضوع له آنها خاصّ و جزئى گرديد .
و امّا تقرير وضع در افعال ناقصه :
افعال ناقصه چون صرفا بعنوان نسبت و اضافه مورد استعمال قرار مىگيرند لا جرم معانى آن نسبى محض همچون حروف مىباشد ازاينرو واضع در مقام وضع آنها ابتداء معناى نسبى عامّى را در نظر گرفته ولى الفاظ را براى آن جعل نكرد بلكه در قبال مصاديق و افراد آن معناى عامّ نسبى قرار داد .