تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 870

مساهمون:

ص٨٧٠
توضيح افعال ناقصه بعنوان رابطه و اثبات نسبت بين مبتداء و خبر يا فعل و فاعل مورد استعمال قرار مىگيرند پس معانى آن‌ها همچون حروف ربطى و نسبى مىباشد پس همان‌طورىكه در حروف واضع ابتداء معناى نسبى و ربطى كلّى را تصوّر مىكند در افعال ناقصه نيز از تصوّر چنين معنائى ناگزير مىباشد و آن در اين افعال عبارتست از نسبت مصدر غير اين افعال به فاعل كلّى . و همان‌طورىكه در حروف پس از تصوّر چنين معناى عامّى الفاظ حروف را براى مصداق و فرد آن معنى قرار داده‌اند در اين افعال نيز الفاظ افعال ناقصه را براى فرد معناى متصوّر جعل و وضع نموده‌اند . مثلا « كان » را براى نسبت قيام به زيد كه يكى از مصاديق معناى نسبى كلّى متصوّر است وضع كرده‌اند بنابراين وضع آنها همچون حروف عامّ و موضوع له آنها خاصّ مىباشد . و امّا تقرير وضع در افعال تامّه : افعال تامّه واجد دو جهت مىباشند : الف : جهتى كه به اعتبارش وضع آنها همچون حروف عامّ است . ب : جهتى كه به ملاحظه‌اش وضع آنها همچون اعلام خاصّ مىگردد . امّا جهت اوّل وضع آنها باعتبار معناى نسبى آنها است كه حتما بايد به فاعلى نسبت داده شوند همان‌طورىكه حروف بايد با غير خود همراه بوده تا معناى مفيدى داشته باشند . و امّا جهت دوّم وضعشان به ملاحظه معناى حدثى است كه دارند . و به عبارت ديگر :