عام هم عينا حالش به همين منوال است فلذا :
در مثال اكرم العلماء قطعا كلمه « العلماء » ظاهر در استغراق است ولى پس از آوردن مخصّص مانند الّا الفسّاق منهم اگرچه ظهور در استغراق ندارد ولى نسبت بعلماء عدول قطعا ظاهر است و وقتى اين ظهور را پذيرفتيم ديگر مجالى براى انكار حجّيّتش در باقى وجود ندارد .
قوله : و ان لم يكن حقيقة : ضمير در « لم يكن » به ظهور راجع است .
متن :
و احتجّ الذّاهب الى انّه حجّة فى اقلّ الجمع :
بانّ اقلّ الجمع هو المحقّق و الباقى مشكوك فيه ، فلا يصار اليه .
ترجمه :
دليل قائلين به حجّيّت عام در اقلّ جمع
كسانى كه عام مخصّص را در اقلّ جمع حجّت دانستهاند در مقام استدلال گفتهاند :
اقلّ جمع محقّقا و قطعا مراد بوده و باقى افراد مشكوك هستند ، پس لفظ را نبايد بر مشكوك حمل نمود .
قوله : الى انّه حجّة فى اقلّ الجمع : ضمير در « انّه » به عام مخصّص راجع است .
قوله : هو المحقّق : يعنى در مقام اراده اقلّ جمع مراد است .
قوله : و الباقى مشكوك فيه : و مقصود از « باقى » مراتب ديگر غير از اقلّ جمع مىباشد .
قوله : فلا يصار اليه : كلمه « لا يصار » يعنى لا يحمل و ضمير در « اليه » به مشكوك باقى راجع است .