تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
عام عود مىكند . قوله : و القول الخ : كلمه « القول » مبتداء و خبرش « مجرّد عبارة » مىباشد . قوله : بانّه كان متناولا له : ضمير در « بانّه » به لفظ عام راجع بوده و ضمير مجرورى در « له » به باقى عود مىنمايد . قوله : و هى صفة للّفظ : ضمير « هى » به حقيقت در مقابل مجاز راجع است . متن : و عن الثّانى : بالمنع من السّبق الى الفهم و انّما يتبادر مع القرينة و بدونها يسبق العموم و هو دليل المجاز . ترجمه :

جواب مرحوم مصنّف از دليل دوّم

قبول نداريم كه از لفظ عام باقى افراد تبادر به ذهن نمايد بلكه اين تبادر و سبقت به كمك قرينه مىباشد و بدون آن عموم متبادر است و اين معنا خود دليل بر مجاز بودن عام در باقى است . تفصيل مستدلّ در دليل دوّمش گفت : عام وقتى با قرينه يعنى مخصّص ذكر شود تنها افراد باقى به ذهن سبقت مىگيرد پس معلوم مىشود عام مخصّص در باقى حقيقت است . مرحوم مصنّف در جواب مىفرماين : اگر اين سبقت مستند به صرف لفظ بوده به‌طورىكه قرينه هيچ نقشى