معرّف بالف و لام عهد خارجى بر فرد معيّن مىباشد .
قوله : فكذا هذا : مشار اليه « هذا » اطلاق معرّف بالف و لام عهد ذهنى بر فرد معيّن مىباشد .
متن :
حجّة مجوّزيه الى الثّلاثة و الاثنين ما قيل فى الجمع و انّ اقلّه ثلاثة او اثنان كانّهم جعلوه فرعا لكون الجمع حقيقة فى الثّلاثة او فى الاثنين .
ترجمه :
دليل قائلين بجواز تخصيص عامّ تا ابقاء سه و دو فرد
كسانى كه تخصيص عامّ و اطلاقش بر دو و سه فرد را تجويز كردهاند در مقام دليل گفتهاند :
دليل ما همان بيانى است كه در جمع گفته شده يعنى اقلّ مدلول آن سه يا دوتا است .
و گويا ايشان تخصيص عامّ را فرع بر اين قرار دادهاند كه جمع حقيقت در سه يا دو فرد مىباشد لذا كسانى كه معناى حقيقى جمع را سه فرد و بيشتر دانستهاند تجويز كردهاند عامّ را مىتوان تا به حدّى تخصيص داد كه در تحت آن سه فرد باقى بماند و آنان كه اقلّ مدلول حقيقى آن را دو فرد دانستهاند گفتهاند :
تخصيص عامّ تا حدّى كه دو فرد در تحت آن باقى بماند جايز مىباشد .
قوله : حجّة مجوّزيه : يعنى مجوّزين تخصيص .
قوله : و انّ اقلّه ثلاثة او اثنان : ضمير در « اقلّه » به جمع راجع است .
قوله : كانّهم جعلوه فرعا : ضمير جمع در « كانّهم » به مجوّزيه راجع بوده و ضمير منصوبى در « جعلوه » به تخصيص راجع است .