تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
جلّ علماء بلكه كلّ ايشان جايز است و چون غير استغراق افرادى دارد و تمام با يكديگر در مجاز بودن متساوى بوده بدون اينكه ترجيحى بينشان وجود داشته باشد لا جرم به كار بردن عامّ در هريك از آنها و اراده هركدام از افراد بايد از عامّ جايز بوده و اشكالى بدنبال نداشته باشد . قوله : احتجّ مجوّزوه : ضمير مجرورى در « مجوّزوه » به تخصيص راجع است . قوله : و ليس بعض الافراد اولى من البعض : مقصود از « افراد » افراد غير استغراق است . قوله : فوجب جواز استعماله فى جميع الاقسام : ضمير در « استعماله » به عامّ راجع بوده و مقصود از « جميع الاقسام » جميع الافراد مىباشد . متن : الثّانى انّه لو امتنع ذلك ، لكان لتخصيصه و اخراج اللّفظ عن موضوعه الى غيره و هذا يقتضى امتناع كلّ تخصيص . ترجمه :

وجه دوّم

مستدلّ در استدلال دوّمش مىگويد : اگر تخصيص عامّ تا ابقاء يك فرد در تحتش ممتنع باشد هرآينه اين امتناع بخاطر نفس تخصيص و اخراج لفظ از موضوع له به غير آن مىباشد و وقتى علّت اين شد پس هر تخصيصى بايد ممتنع باشد زيرا العلّة يعمّم كما يخصّص . يعنى علّت همان‌طورىكه تخصيص مىدهد تعميم نيز از آن استفاده مىگردد لذا اگر علّت امتناع تخصيص دادن عامّ باشد لازمه‌اش آنست كه اساسا هيچ تخصيصى جايز نباشد .