رمّانة و اراده يك يا سه از آن مستنكر مىباشد .
و نيز اگر قائل بگويد :
اخذت كلّ ما فى الصّندوق من الذّهب يعنى آنچه از طلا در صندوق بود برداشتم و بحسب فرض در آن هزار مثقال طلا بوده كه وى يك يا سه مثقال از آن را بيشتر برنداشته باشد .
در اين مثال نيز اطلاق « كلّ ما فى الصّندوق » يعنى هزار مثقال و اراده يك يا دو دينار قبيح و با ذوق سليم سازش ندارد چنانچه اگر بگويند :
كلّ من دخل دارى فهو حرّ يعنى هركس به خانه من درآيد آزاد است .
يا گفته شود :
كلّ من جاءك فاكرمه يعنى هركس نزدت آمد اكرامش بكن .
بعد عامّ در اين دو مثال را به يك يا سه نفر تفسير كنند اين تفسير از نظر ابناء محاوره پسنديده نبوده و مطابق با طبع آنها نيست درحالىكه در تمام اين امثله اگر از عامّ مجموعى كه به مدلول آن نزديك باشد اراده گردد قبح و ناپسند بودن از آنها رفع شده و همگان آن را مىپسندند و اين خود دليل است بر اينكه تخصيص عامّ تا به همين حدّ جايز بوده و بيش از آن مجاز نيستيم .
قوله : و فيه آلاف : كلمه « واو » به معناى حاليه بوده و ضمير در « فيه » به بستان راجع است .
قوله : و قد اكل واحدة : اين جمله نيز حاليه بوده و ضمير فاعلى در « اكل » به قائل راجع است .
قوله : و قوله اخذت الخ : يعنى القطع بقبح قوله الخ .
قوله : و فسّره بواحد او ثلاثة : ضمير فاعلى در « فسّره » به « قائل » و ضمير مفعولى به « كلّ من دخل » و « كلّ من جاءك » راجع است .
قوله : و لا كذلك لو اريد من اللّفظ فى جميعها : كلمه « لا كذلك » يعنى و لا يقبح و ضمير در « جميعها » به امثله راجع است .
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 754
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٥٤